web analytics

دیگر مطالب

یک دیدگاه

  1. 1

    ناشناس

    اینجا قهرمان چه کسی است؟ زن داستان؟ او که حتی انقدر جسور نبود تا پای ازدواج و عشقش بماند؟ برای چه ازدواج کرد آن هم مخفیانه وقتی انقدر خوب محیطی را که در آن زندگی می کرد، برادر شوهرش و ناتوانی خودش در مقابله با همه اینها را می دانست؟ پایان داستان خیلی عجولانه بود. انگار فقط می خواست نشان دهد که با مادر خوبی طرف هستیم. کجا می خواست برود؟ اصلا اگر جایی و کس و کار حمایتگری داشت که برادر شوهرش نمی شد اختیاردارش؟ پس با دو بچه زیر بال و پر گرفته، با شغل نداشته کجا می خواست برود؟

    Reply

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 10 =

کلیه حقوق این سایت متعلق به کافه داستان است. بازنشر تنها با ذکر منبع مجاز است.